سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
زبان خردمند در پس دل اوست ، و دل نادان پس زبان او . [ و این از معنیهاى شگفت و شریف است و مقصود امام ( ع ) این است که : خردمند زبان خود را رها نکند تا که با دل خویش مشورت کند و با اندیشه خود رأى زند ، و نادان را آنچه بر زبان آید و گفته‏اى که بدان دهان گشاید ، بر اندیشیدن و رأى درست را بیرون کشیدن سبقت گیرد . پس چنان است که گویى زبان خردمند پیرو دل اوست و دل نادان پیرو زبان او . ] [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 93 دی 7 , ساعت 4:12 عصر


مجله خانواده سبز: داریوش فرضیایی، عمو پورنگ محبوب بچه ها همراه با مادرش در یک مصاحبه صمیمانه شرکت کرده است. او در این گفتگو درباره شیطنت‌های دوران کودکی‌اش، علاقه اش به فیلم‌های هندی و تبعات شهرت صحبت کرده است.جالب بود

وقتی خبرنگار شوی، یک چیزهایی برایت به ترس تبدیل می‌شود، ترس این‌که از نزدیک با چهره مورد علاقه‌ات مصاحبه کنی و بعد تصویری که از او داشتی در ذهنت خراب شود و با خودت بگویی او کجا و تصور من کجا. شاید به همین خاطر هم هست که همیشه از گفتگو با چهره‌های مورد علاقه‌ام فاصله می‌‌گیرم و به همکار دیگری این کار را محول می‌کنم، اما خب بعضی از آدم‌ها هم هستند که دوست داری ریسک این ترس را به جان بخری و با آنها به گفتگو بنشینی، به ویژه اگر پای یک گفتگوی خانوادگی در میان باشد.

عمو پورنگ: دلم برای بچه نداشته‌ام می‌سوزد
شنبه 93 آبان 3 , ساعت 4:39 عصر

 

بسمه تعالی

بیانیه در محکومیت صدور حکم اعدام شیخ نمر روحانی برجسته شیعه

ولا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون إنما یؤخرهم لیوم تشخص فیه الأبصار

در دنیای امروز که انسانیت از سرچشمه انقلاب اسلامی ایران به درخت تنومندی تبدیل شده و بیدارگری اسلامی و انسانی را در سرتاسر جهان احیا کرده و نور امید و آزادگی را در دل مستضعفین و آزادیخواهان جهان دمیده است. زمامداران برخی کشورهای اسلامی و در راس آنها آل سعود در راستای اهداف امنیتی دشمنان اسلام و مسلمین در سرزمین های اسلامی با حرکتهای نا بخردانه و ضد انسانی فتنه انگیزی میکنند و پازل دشمنان قسم خورده اسلام و انسانیت را تکمیل می کنند.

این بار نیز حکام سر سپرده عربستان برای شخصیت دینی و دردمند و آمر به معروف و ناهی از منکر آیت الله شیخ نمر روحانی برجسته شیعه عربستانی با شیوه های قرون وسطایی و ضد اسلامی حکم اعدام صادر کردند و با این حکم ظالمانه به جنگ علیه وحدت مسلمانان در جهان بویژه در منطقه الشرقیه شبه جزیره عربستان ادامه میدهند و برای متوقف کردن احاکم غیر انسانی خود برای این عالم برجسته شیعه و سایر آزادیخواهان دربند آل سعود که جز خیر ملتها را نمیخواهند به هیچ یک از درخواستهای بین المللی و حقوقی توجهی نمیکنند و همچنان ندای حق خواهی و حق گویی را که از حنجره علمای به حق اسلام شنیده میشود با رفتار خشونت آمیز خود خاموش می کنند و با سرکوب و اختناق می خواهند پایه های لرزان رژیم خانوادگی هزار فامیل  را حفظ کنند. اینگونه اعمال و رفتار که صراحتاً مغایر با قوانین اسلامی، انسانی و بین المللی می باشد جز گام نهادن در مسیر سلاطین و زمامداران ظالم و مستبد که همانا عاقبت تباهی و اضمحلال را به دنبال خود دارد پایان دارد.

یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لوکره الکافرون ( میخواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند و حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند.)


(( والسلام علی من اتبع الهدی ))

 


شنبه 93 خرداد 17 , ساعت 11:13 صبح

«سیدکمیل باقرزاده» هم لبانش را با دستان گل های خمینی (ره) معطر کرد.

 

به راحتی میشد نفس هایش را شمرد. اکسیژن به سختی از میان تاول های ریه اش به سینه میرسید. اما دلش آنقدر وسیع بود که در دنیا جا نمیشد. لبخند رضایتش جانی تازه در رگ هایمان جاری ساخت.

خوشحال بود از مدال افتخاری که از دستان عباس (ع) علمدار به گردن دارد. خوش حال بود که بعد از هجده ماه بیمارستان به زور مرخصی یکهفته ای به او دادند و میتوانست خانه را ببیند.

اما گله مند هم بود. از عزرائیل گله داشت که چرا بارها تا دم پرواز رفته اما به دوستان شهیدش نپیوسته است. از دوستان شهیدش در اطلاعات عملیات گله داشت که چرا همه رفتند اما او را با خود نبردند.

از وزیر مذاکره هم گله داشت که چرا وقتی برای عیادت مادرش به بیمارستان او آمده بود اجازه ملاقات به او نداد.

تخت با تمام زخم هایی که برایش به یادگار گذاشته بود هنوز مونسش بود. مونس اشک های شبانه و درد دل هایش، مونس فریادهای آهسته و خونینش ، مونس مشت های گره کرده از دردش.

بوسه بر دستان جانباز+عکس


ادامه مطلب...

شنبه 93 خرداد 17 , ساعت 11:7 صبح

- من دستم بنده ، یه 5 دقیقه احترام خودتو نگهدار

- یه وقتایی دیگه حسش نیست غصه بخوری رسما غصه تو رو میخوره

- بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم , به خاطر دروغ هایی بود که باید می گفتم , اما نگفتم
- شانس یه بار در خونه آدمو میزنه؛ بدشانسی دستش رو از روی زنگ برنمیداره؛ بدبختی هم که کلید داره

- وقتی تو یه رابطه دچار احساسات شدید شدی بدون خودت نیستی، خردرونته

- اینقدر الکی خندیدم که وقتی ناراحتم کسی جدیم نمیگیره

- آقای مجری ما بی تربیت نیستیم ، تربیت داریم منتها صحیح نمیدونیم ازش استفاده کنیم

- بعضیا اینقدر قشنگ دروغ میگند آدم حیفش میاد باور نکنه

- به طور مشکوکی داره بهم خوش می گذره فکر کنم دارم میمیرم

- یه عده آدم هستن که میفهمن که نفهمن اما نمی فهمن که میفهمیم نفهمن

- باور کنید بعضی وقتا «باشه مرسی» یعنی خفه شو

- من نظرمو به کسی تحمیل نمیکنم، اما کسی که نظرش با من مخالف است، خر است، تمام شد رفت

- بعضی وقت ها ما یک نفر را دوست داریم اما او متوجه نمی شود و بعضی وقت ها کسی ما را دوست دارد و ما نمیفهمیم خیصه یک مشت نفهم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم



لیست کل یادداشت های این وبلاگ